رعایت حجاب و پوشش اسلامی

قرآن کریم برای رفع این معضل اجتماعی در آیات شریفه سوره نور، از یك طرف مؤمنان اعم از زنان و مردان را مخاطب قرار داده دستور می دهد كه نگاه های خود را كوتاه ساخته و به نامحرم خیره نشوند و از فساد و آلودگی دوری كنند و از سوی دیگر به خانم ها دستور می دهد پوشش مناسب را رعایت كرده و زیورآلات خود را آشكار نسازند. تا حوادث نظیر حادثه ای كه آیه در ارتباط با آن نازل شده است، اتفاق نیفتد و جوانان از خود بی خود نشده و دنبال زنان و دختران نامحرم راه نیفتند و امنیت و آرامش خود و دیگران را خدشه دار نسازند.

در سوره احزاب نیز در یك جا به خانم ها دستور می دهد: «در محاورات روزمره حالت عادی داشته و با ناز و كرشمه و طنازی صحبت نكنید و در كوچه و خیابان با بدن های نیمه عریان و لباس های بدن نما، ظاهر نشوید.»(7) چند آیه بعد می فرماید: «با چادر و مقنعه اندام خود را بپوشانید.»(8) تمام این برنامه و تأكیدها برای آن است كه: مردم، زن ها را به عنوان افراد عفیف و پاكدامن بشناسند و موجبات آزار و اذیت آنان را فراهم نسازند(9). و چشم طمع ندوزند.(10) و در نتیجه امنیت و آرامش قشر خانم ها در سایه چادر و رعایت ضوابط شریعت و پوشش اسلامی، تأمین شود.

در ادامه قرآن كریم می فرماید: با این راه و روش، اگر بیماردلان هوسباز اصلاح نشدند و به آزار و اذیت خانم ها ادامه داده و امنیت و آرامش آنان را تهدید كردند. برخورد شدیدتری با آنان صورت خواهد گرفت: «اگر منافقان و بیماردلان «شهوت پرست» و كسانی كه در شهر، اضطراب و نگرانی به وجود می آورند از اعمال زشت خود دست برندارند، ترا «ای رسول» علیه ایشان می شورانیم، در آن صورت، مدت كمی در مجاورت با تو در این شهر زندگی خواهند كرد و نابود خواهند شد.»(11) تا آرامش و امنیت در جامعه تأمین شود.

از مجموع مطالب یاد شده این نتیجه به دست می آید كه رعایت حجاب و پوشش اسلامی برای زنان و مردان مؤمن ومسلمان، تكلیف الهی است. رعایت آن، علاوه بر این كه موجب عمل به دستورات الهی می شود، شخصیت فردی اجتماعی و معنوی انسان محجوب و پاكدامن، سیر صعودی پیدا كرده و نردبان تعالی و تكامل را یكی پس از دیگری طی خواهد كرد و از سوی دیگر در تأمین بهداشت روحی و روانی و آرامش خانواده ها و صفا، نورانیت و امنیت در جامعه نقش به سزایی ایفا می كند. به امید روزی كه جوامع اسلامی و انسانی از تمام آلودگی ها تصفیه شود و زمینه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسی، در اجتماعات فراهم شود.

رقابت‌هاي انتخاباتي كانديداها اخلاقي باشد

 

مقام معظم رهبري در نماز جمعه رهنمودهاي بسيار مهمي براي ايجاد فضاي امن انتخاباتي است و ان‌شاءالله در پاي صندوق‌هاي راي شاهد حضور باشكوه مردم باشيم . مقام معظم رهبري در مورد انتخابات تعبير زيبايي فرمودند كه " انتخابات در واقع صيانت از نظام اسلامي است" و معناي اين سخن اين است كه حضور مردم پاي صندوق‌هاي راي بيعت مجددي با نظام اسلامي است.

تمام تلاش دشمنان اين است كه كاري بكنند كه از حمايت مردمي نظام كاسته شود و اين موضوعي است كه خودشان نيز به صراحت به آن اذعان كرده‌اند. فشارهاي فزاينده و مسائل اين‌چنيني در راستاي ايجاد فشار به مردم و ايجاد سر و صدا از سوي مردم است و جايي كه نشان مي‌دهد مردم هم‌چنان وفادار به نظام اسلامي هستند پاي صندوق‌هاي راي است.

اين اصل حضور مهم‌تر از اين است كه چه كسي انتخاب مي‌شود. از طرف ديگر بايد رقابت‌ها اخلاقي باشد؛ به نحوي كه نظام اسلامي زير سوال نرود و اگر هواداران كانديداها بخواهند با زير سوال بردن نظام اسلامي به راي برسند، در واقع اين نمود بداخلاقي و نمكدان شكستن است و هم‌چنين اگر كانديداها بخواهند با تخريب رقبا بالا بيايند اين نيز بداخلاقي است و در شأن نظام اسلامي نيست.

مقام معظم رهبري به شوراي نگهبان توصيه كردند كه در اين ارتباط سخت‌گيري نداشته باشند و با بزرگواري رفتار كنند و در مورد كساني كه ردصلاحيت شدند نبايد اين‌گونه تصور كرد كه هيچ‌گونه صلاحيتي ندارند امكان دارد آن‌ها براي كارهاي ديگر صلاحيت داشته باشند. در ضمن امكان اشتباه نيز بعيد نيست.

بر اساس آن‌چه كه مقام معظم رهبري تاكيد كردند، كساني هم كه ردصلاحيت شده‌اند بايد به صورت مناسب برخورد كنند و مواظب باشند كه مانند فتنه‌گران سال ۸۸ كلاه بر سرشان نرود و اگر اعتراضي داشتند در قالب قانون بيان كنند.

اي بزرگوار رسول خالق هستي، اي پيام آور نور آمدي و جهان را به نور خود روشن کردي، آمدي

اي جان جانان آمدي و رحمت آوردي، اي مهربان ترين مهربانان آمدي و رافت آوردي، اي گشاده رو و شيرين لبخند آمدي و بر چهره کون و مکان لبخند آفريدي، اي «نرم سخن» آمدي و کلام را زينت بخشيدي و سخن نرم و لين را همچون ابر در آسمان بر زبان ها جاري کردي، اي «کريم السجايا» آمدي و فعل حق را به زيباترين وجه پيش چشم خلق به نمايش گذاشتي، اي «جميل الشيم» آمدي و زيباترين مشي و مرام و کردار را بر تارک عالم نشاندي، اي حبيب خدا که همه انبيا را سروري و اعظمي. اي که براي اتمام و اکمال مکارم اخلاقي از اوج آسمان خوش خلقي آمدي، ستاره ات بدرخشيد و «ماه مجلس» شد، دل رميده همه عالم را انيس و مونس شد، اي بدرالدجي نور تو کجا و نور خورشيد کجا، اي خلاصه هستي، اي عصاره هستي آمدي و حقت سلامت کرد و پس آن گاه همه خلق سلامت مي کنند. اي بهانه آفرينش، آمدي تا آدميان دامنت بگيرند و تا عرش خدا پر گشايند.

اي که به مصداق آيه ان الله و ملائکة ... مدام خدا و ملائک بر تو درود مي فرستند و آدميان نيز بدين مفتخرند که در ادامه سلام خدا و فرشتگان، بر تو از سويداي دل سلام کنند و صلوات بفرستند.

اي جان عالميان آمدي و خدايت چنان سينه ات فراخ گردانيد که همه نور لوح محفوظ در قلبت جاري و نازل شد، اي جان جانان آمدي و همه راز هستي را خداوند عالم در سينه تو يک جا به امانت گذارد و تو چه امانت دار اميني هستي، اي امين آفرينش و راز هستي تو هميشه محمدامين بوده و هستي. تو، هم رازدار راز عالمي هم رازدار سر امتي. تو هم شيفته و عاشق دلباخته خدايي هم انيس و مونس و غمخوار امتي. اي جان ناقابلم به فداي جان قابل و عرشي ات که در معراج هم در آن گاه بي همتا ياد و غصه امتت را به دل داشتي و از خدايت رحمتش را براي آنان درخواستي. اي جان جانان، جانم نه يک بار که هزاران هزار بار فدايت که خصم دون دندانت شکست و ساحر و فسونگرت خواند اما همچنان مهربانانه امتت را پدري کردي. اي حبيب خدا آمدي و نور خدا را با مهرباني هايت، با رحمت بي منتها و بي منتت از دريچه قلب آدم ها بر جانشان جاري کردي.

اي فرزند عبدا... و آمنه آمدي و يتيم شدي اما جهان را از يتم و يتيمي نجات بخشيدي، اي در بي همتاي هستي آمدي و به انسان کرامت بخشيدي، اي عزت هستي آمدي و آدم را عزيز کردي، اي عزيز هستي آمدي و هستي به عزت تو عزيز شد. اي سرچشمه مهرباني اي جاري عشق آمدي و عشق معنا شد و مهرباني بر جان آدميان جاري شد، مهر از جان تو سرچشمه مي گيرد، عشق در خم ابروي تو معنا مي شود و در «خم جان» تو صافي مي شود. تو محبوبي، معشوقي، جان جاناني، اقيانوس رحمتي، سرچشمه رافتي، مظهر خلق خوشي تو خلق عظيمي ، تجسم عدل و رحمت و رافت خدايي.

اي بزرگوار رسول خالق هستي، اي پيام آور نور آمدي و جهان را به نور خود روشن کردي، آمدي و مدينه علم شدي تا جهل و خرافه بميرد و آدميان در نور و روشنايي به سوي علم و دانايي و حقيقت و نور مطلق رهنمون شوند، اي نگاري که به مکتب نرفتي و خط ننوشتي اما به غمزه مسئله آموز صد مدرس شدي. اي اعظم پيامبران، آمدي و خدايت اعظم معجزات را براي اثباتت به خلق هديه کرد.

اي عزيزترين عزيز هستي آمدي و درهاي آسمان يکسره به روي زمين و زمان گشوده شد، آمدي و خدا قرآنش را از قلب لوح محفوظ بر ژرفنا و فراخناي سينه تو جاري کرد تا تو و اهل بيت طاهرينت اين نور را تا ابد در جان آدميان جاري کنيد. اي محمد اي نگين بي همتاي آفرينش اي وجودت همه رحمت و بخشايش اي همه نور و هدايت اي دستگير آدميان اي نيکوسرشت آمدي تا دست آدميان را به يدالله برساني آمدي که تا دست آدميان را در دست خدا بگذاري. اي خاتم انبياء، اي محمد مصطفي اي کاش ما هم توفيق يک نگاه عاشقانه و عارفانه به نور وجود تو را مي يافتيم.

اي کاش ما هم يک لحظه «اويس» کوي تو مي شديم تا جانمان از نور کوي وجودت نور گيرد و همه وجودمان از عطر وجودت تا قيامت معطر شود اي کاش «نمي» از «يم» زلال وجودت را بر جانمان جاري کنيم تا هميشه به سوي خدا جاري باشيم. اي کاش از بيکرانه خلق عظيمت جرعه اي در جان کنيم که تا ابد جان و دل و گفتار و رفتار به خلق نبوي تازه کنيم، اي مصطفي عالم اي پيغمبر خاتم اي مبارک ترين مولود عالم تو را به آبرويت نزد خدايت در مبارک روز ولادتت سوگند مي دهيم دست ما را بگير و نيت و گفتار و کردار ما را آن چنان از خدا بخواه که در روز موعود آبرويي داشته باشيم که در زمره امت محمدي باشيم و شفاعتمان فرمايي.

چهل نکته ناب از سيره پيامبر (ص)

 

 

 

 در آستانه سالروز ميلاد فخر کائنات،‌ رسول اعظم، خاتم‌النبيين حضرت محمدبن عبدالله چهل نکته ناب از سيره آن حضرت را تقديم ارادتمندان ساحت قدسي نبي عظيم‌الشان اسلام .

دائماً متفکر بود

اکثر اوقات ساکت بود

خلقش نرم بود

کسي را تحقير نمي‌‌کرد

دنيا و ناملايمات هرگز او را به خشم نمي‌آورد

حقي پايمال مي‌شد از شدت خشم کسي او را نمي‌‌شناخت تا اينکه حق را ياري کند

هنگام اشاره به تمام دست اشاره مي‌فرمود

وقتي خوشحال مي‌شد چشمها را به ‌هم مي‌نهاد

بيشتر خنده‌هاي آن حضرت تبسم بود

مي‌فرمود حاجت کساني که به من دسترسي ندارند را ابلاغ کنيد

هر کس را به مقدار فضيلتي که در دين داشت احترام مي‌کرد

با مردم انس مي‌گرفت و آنان را از خود دور نمي‌کرد

در همه امور اعتدال داشته و افراط و تفريط نمي‌کرد

زبان خويش را از بيان سخنان غيرضروري کنترل مي‌کرد

در انجام وظيفه به هيچ وجه کوتاهي نمي‌کرد

بافضيلت‌ترين فرد نزد پيامبر خيرخواه‌ترين آنان براي مردم بود

پيامبر در هيچ محفل و انجمني نمي‌نشست و برنمي‌خاست جز آنکه به ياد خدا باشد

در مجالس جايگاه خاص براي خود برنمي‌گزيد

هنگامي که بر جمعي وارد مي‌شد در جاي خالي مي‌‌نشست و به ياران خويش دستور مي‌داد اين گونه عمل کنند.

هر کس براي رفع نياز رجوع مي‌کرد نيازش را برآورده مي‌کرد يا با کلام دلنشين آن حضرت قانع مي‌شد.

رفتار پيامبر آنقدر نرم بود که مردم او را همچون پدري دلسوز و مهربان مي‌دانستند و حق همه مردم نزد آن بزرگوار يکسان بود

مجلسش مجلس بردباري، حيا، صدق و امانت بود

عيب‌جو نبود و از کسي هم تعريف زياد نمي‌کرد

پيامبر نفس خود را از سه چيز پرهيز مي‌داد جدال، پرحرفي و سخنان غيرضروري

هرگز کسي را سرزنش نمي‌کرد

در پي لغزش‌هاي مردم نبود

سخن نمي‌گفت مگر در جايي که اميد ثواب در آن وجود داشت

سخن کسي را قطع نمي‌کرد مگر اين که از حد متعارف تجاوز مي‌کرد

به آرامي و متانت گام برمي‌داشت

کلامش مختصر، جامع، آرام و شمرده بود و آهنگ صدايش از همه مردم زيباتر بود

رسول خدا (ص) شجاع‌ترين، بهترين و سخاوتمندترين مردم بود

پيامبر در تمام حالات و در برابر همه مشکلات شکيبا بود

پيامبر بر روي زمين مي‌نشست و غذا مي‌خورد

با دست خويش کفش خود را وصله مي‌زد و جامه خود را با دست خود مي‌دوخت

آنقدر از ترس خدا مي‌گريست که جاي نماز آن حضرت نمناک مي‌‌شد

هر روز هفتاد بار استغفار مي‌کرد

لحظه‌اي از عمر بابرکت خويش را بيهوده نمي‌گذرانيد

ديرتر از همه مردم به خشم مي‌‌آمد و زودتر از همه راضي مي‌گشت

با ثروتمندان و تهيدستان يکسان دست مي‌داد و مصافحه مي‌کرد وقتي به کسي دست مي‌داد بيش از او دست خويش را باز نمي‌کشيد

با مردم شوخي مي‌کرد تا مردم را خوشحال سازد

امام صادق(ع)فرمودند:

اني لاکره للرجل ان يموت و قد بقي خلة من خلال رسول الله صلي الله عليه و اله لم يات بها.

من خوش ندارم کسي بميرد در حالي که هنوز برخي از آداب پيامبر (ص) را به جا نياورده است.

 

محمد (ص) پیامبری که مهربانی شیوه پیغمبری‌اش بود

پیامبر متولد شد، پیامبری که پیام‌آوری را خوب می‌دانست، ‌ درس نخوانده بود اما توانست بگوید اقرا باسم ربک الذی خلق...

فارس: ۱۷ ربیع‌الاول سالروز ولایت پیامبری است که آمدنش پیوندی بود بین انسان و خدا، انسانی که در ورطه ناامیدی و عصیان قدم گذاشته بود و خدایی که آرزوی بازگشت بنده‌اش را داشت.

دل‌هایشان کویری بود، خشک و لم یزرع، نه اینکه آب نبود، نه اینکه باران نمی‌بارید، قطره‌های باران هم در خشکی زمین فرو نمی‌رفت، آخر زمینی که میل رویاندن گیاه نداشته باشد، سبز نمی‌شود.

خدایی که خداست از بذل رحمت سیر نمی‌شود، آنقدر می‌بخشد که به بخشش و رحمتش اقرار کنی، حال که دل‌های کویری بوی باران را نمی‌شنوند، چاک چاک و کویری هستند و دست‌هایشان بوی باران نمی‌دهد، باید باغبانی خاک دل‌ مرده زمین را زیر و رو کند و میل به رویش را زنده.

باغبانی که ترنم باران را برای زمین معنا کند و از سرسختی زمین هراس نکند، باغبانی که به عشق رویش برای زمین پدری کند.

قرار است واقعه‌ای به وقوع پیوندد که دنیا را تکان بدهد، قرار است ایوانی بلرزد و طاقی ترک بردارد، قرار است آتشکده‌ای پس از هزار سال خاموش شود، ‌قرار است بت‌های بتکده از بالا به زیر بیفتند و در آسمان «جاء الحق و زهق الباطل» سر داده شود، قرار است سپاه فیلی در مواجهه با ابابیل تاریخ را متحیر کنند...

قرار است خدا، خدایی کند و محمد (ص) قدم به دنیا بگذارد..

«چون پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از مادر متولد شد، دست چپ را بر زمین گذاشت و دست راست را به سوی آسمان کرد و لب‌های خود را به توحید به حرکت آورد، در شب ولادت آن حضرت دنیا روشن شد تا آنکه جن و انس و شیاطین ترسیدند و گفتند در زمین امر غریبی رخ داده است، ملائکه را دیدند که فرود می‌آمدند و بالا می‌رفتند و تسبیح و تقدیس خدا می‌کردند و ستاره‌ها به حرکت آمدند و در میان هوا می‌ریختند...»

خدا که از بخشش خسته نمی‌شود، مانند محمد (ص) که از مهربانی سیر نمی‌شود، خدایی که او باشد و بنده‌ای که محمد (ص)، خوش به حال آنکه هر دو را دارد.

پیامبر متولد شد، پیامبری که پیام‌آوری را خوب می‌دانست، ‌ درس نخوانده بود اما توانست بگوید اقرا باسم ربک الذی خلق...

پیامبر به دنیا آمد که خدا بگوید این است نمونه بنده‌ای که من دوست دارم، بنده‌ای که حبیب آستان است و آسمان‌ها و زمین و هرچه هست و نیست از برای او است... بنده‌ای که زود خسته نمی‌شود و هرچه بی‌تابش می‌کنم برای دیدارم... همانند تشنه جویای آب در جستجوی دیدار است.

بنده‌ای که خدا گفت نزدیک‌ترین مردم به او دوست من است...

مرا تو غایت مقصودی از جهان‌ای دوست....

باران که ببارد و باغبان مهربانی کند، زمین سبز می‌شود و دل‌ها زنده

صلوات + دعا + صلوات =؟!

شاید شما هم عادت به این کار داشته باشید که وقتی از خدا خواسته‌ای دارید آن را با صلوات کادو پیچش می‌کنید. این عادت خوبی است اما آیا فایده‌ای هم دارد؟

تبیان: آیا صلوات پیش و پس دعا خوب است؟ آیا اصلا فایده‌ای هم دارد؟

معنی صلوات بر پیامبر صلی‌الله علیه واله وسلم این است: «خدایا رحمتت را بر پیامبر و آل او نازل فرما». وقتی رحمت بر پیامبر صلی‌الله علیه واله وسلم نازل شود، به دیگران هم می‌رسد، چون او مجرای فیض است و اگر قرار است خیری به دیگران برسد، نخست باید به عنوان رحمت خاصه، بر آن حضرت نازل شود و سپس بر دیگران فرود آید.

امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: دعا‌ها یا حاجتهای خود را به صلوات بر رسول خدا محفوف (در برگرفته و پیچیده) کنید، زیرا صلوات بر آن حضرت دعایی مستجاب است و چنین نیست که خداوند یکی از دو حاجت را بر آورد و دیگری را رد کند. ۲

امام سجاد علیه‌السلام در صحیفه سجادیه، روش دعا و طلب حاجت را به ما می‌آموزد. در بسیاری فقرات ادعیه آن حضرت، صلوات بر پیامبر صلی‌الله علیه واله وسلم مشاهده می‌شود و هر چه از خدا می‌خواهد، پیش یا پس از آن صلوات است، چون خدا در پرتو صلوات، دعای همراه آن را هم مستجاب می‌کند.

پس، از این به بعد دعا‌هایتان را کادو شده برای خدا ارسال کنید. تازه این کادو، بیمه هم می‌باشد که حتما به مقصد خواهد رسید.

 

میلاد با سعادت پیامبراعظم(ص)و امام جعقر صادق(ع)و یوم الله۲۲ بهمن »» تولد ۳۳ سالگی انقلاب شکوهمند اسلامی مبارک باد

رحلت پیامبر اکرم (ص) ، شهادت امام حسن (ع) و امام رضا (ع) تسلیت باد.

رحلت پیامبر اکرم (ص) ، شهادت امام حسن (ع) و امام رضا (ع) تسلیت باد.

نیاز های انسان

انسان در تمام مراحل رشد ، يك سلسله نيازهايي دارد كه پايه و مبناي تمامي تحولات آدمي بشمار مي رود .از نيازهاي مادي (‌احتياج به غذا و ...) گرفته تا نيازهاي معنوي ( احتياج به برقراري ارتباط با ديگران و ...) همه مبناي حركت و رشد و شكوفايي به شمار مي روند .در واقع انسان تا نيازمند نشود براي ارضاي آن اهتمام نمي نمايد ونياز به برقراري ارتباط با ديگران به دليل تامين نيازهاي معنوي ديگر مثل توجه به علايق خود وديگران ، تائيد ديگران از خود و ...از جمله نيازهايي است كه توجه به ارضاء و تامين آن سبب تأمين و ارتقاء سطح مودت رواني واجتماعي انسان مي گردد .انسان نيازمند كمك همنوعان خود براي تأمين مايحتاج روزمره زندگي خود مي باشد .انسان براي ارضاي نيازمحبّت كردن و مورد محبّت قرار گرفتن ، احتياج به دوستي با افردي دارد كه با خصوصيات وي سازگار باشند وبتوانند در ارضاي نيازهاي به وي مدد رسانند .تا زماني كه اين قبيل نيازها تأمين نشود ويا به عللي ارضاي آنها به تأخير افتد فراهم آمدن زمينه رشد و پويايي ورسيدن به سطوح بالا و كمال براي فرد مقدور و ميسر نخواهد بود .

البته تمامي علل واتفاق هاي محيط پيرامون انسان بر حسب نياز وضرورت تأمين و ارضاي آن صورت مي گيرد .امروزه اغلب متخصصان علوم رفتاري دريافته اند كه يكي از نيازهاي اساسي انسان ، نياز به محبّت عاطفه ، توجه و مهرباني است .بر همين مبنا ، انسان بطور غريزي جهت ارضاي اين نياز طبيعي ، تمايل به ارتباط با ديگران دارد،دوستي وبرقراري ارتباط با همنوعان ، حد اعلي آن مي باشد .البته تأكيد مي شود كه دوستي با ارتباط دوستانه با ديگران داشتن ، تفاوت دارد انسان در دوستي علاوه بر تأمين نيازهاي خود ، مي تواند شخصي را در رسيدگي به مسائل ومشكلات خود يار و مددرسان ببيند در صورتي كه در برقراري ارتباط دوستانه با ديگران گرچه آدمي به دنبال ارضاي برخي از نيازهاي خود است ; ولي هدف اصلي تلاش براي رسيدن به انضباط با هم زيستن است كه محور اصلي همزيستي مسالمت ا«آميز است .در واقع چنانچه در ايجاد وبرقراري ارتباط دوستانه اهتمام نماييم ، با اتخاذ رويه مناسبات انساني و روابط دوستانه با ديگران ، براي سالم سازي فضاي معنوي و روحي محيط پيرامون خود ، تلاش كرده ايم .

نیاز های انسان

انسان در تمام مراحل رشد ، يك سلسله نيازهايي دارد كه پايه و مبناي تمامي تحولات آدمي بشمار مي رود .از نيازهاي مادي (‌احتياج به غذا و ...) گرفته تا نيازهاي معنوي ( احتياج به برقراري ارتباط با ديگران و ...) همه مبناي حركت و رشد و شكوفايي به شمار مي روند .در واقع انسان تا نيازمند نشود براي ارضاي آن اهتمام نمي نمايد ونياز به برقراري ارتباط با ديگران به دليل تامين نيازهاي معنوي ديگر مثل توجه به علايق خود وديگران ، تائيد ديگران از خود و ...از جمله نيازهايي است كه توجه به ارضاء و تامين آن سبب تأمين و ارتقاء سطح مودت رواني واجتماعي انسان مي گردد .انسان نيازمند كمك همنوعان خود براي تأمين مايحتاج روزمره زندگي خود مي باشد .انسان براي ارضاي نيازمحبّت كردن و مورد محبّت قرار گرفتن ، احتياج به دوستي با افردي دارد كه با خصوصيات وي سازگار باشند وبتوانند در ارضاي نيازهاي به وي مدد رسانند .تا زماني كه اين قبيل نيازها تأمين نشود ويا به عللي ارضاي آنها به تأخير افتد فراهم آمدن زمينه رشد و پويايي ورسيدن به سطوح بالا و كمال براي فرد مقدور و ميسر نخواهد بود .

البته تمامي علل واتفاق هاي محيط پيرامون انسان بر حسب نياز وضرورت تأمين و ارضاي آن صورت مي گيرد .امروزه اغلب متخصصان علوم رفتاري دريافته اند كه يكي از نيازهاي اساسي انسان ، نياز به محبّت عاطفه ، توجه و مهرباني است .بر همين مبنا ، انسان بطور غريزي جهت ارضاي اين نياز طبيعي ، تمايل به ارتباط با ديگران دارد،دوستي وبرقراري ارتباط با همنوعان ، حد اعلي آن مي باشد .البته تأكيد مي شود كه دوستي با ارتباط دوستانه با ديگران داشتن ، تفاوت دارد انسان در دوستي علاوه بر تأمين نيازهاي خود ، مي تواند شخصي را در رسيدگي به مسائل ومشكلات خود يار و مددرسان ببيند در صورتي كه در برقراري ارتباط دوستانه با ديگران گرچه آدمي به دنبال ارضاي برخي از نيازهاي خود است ; ولي هدف اصلي تلاش براي رسيدن به انضباط با هم زيستن است كه محور اصلي همزيستي مسالمت ا«آميز است .در واقع چنانچه در ايجاد وبرقراري ارتباط دوستانه اهتمام نماييم ، با اتخاذ رويه مناسبات انساني و روابط دوستانه با ديگران ، براي سالم سازي فضاي معنوي و روحي محيط پيرامون خود ، تلاش كرده ايم .