انسان در تمام مراحل رشد ، يك سلسله نيازهايي دارد كه پايه و مبناي تمامي تحولات آدمي بشمار مي رود .از نيازهاي مادي (‌احتياج به غذا و ...) گرفته تا نيازهاي معنوي ( احتياج به برقراري ارتباط با ديگران و ...) همه مبناي حركت و رشد و شكوفايي به شمار مي روند .در واقع انسان تا نيازمند نشود براي ارضاي آن اهتمام نمي نمايد ونياز به برقراري ارتباط با ديگران به دليل تامين نيازهاي معنوي ديگر مثل توجه به علايق خود وديگران ، تائيد ديگران از خود و ...از جمله نيازهايي است كه توجه به ارضاء و تامين آن سبب تأمين و ارتقاء سطح مودت رواني واجتماعي انسان مي گردد .انسان نيازمند كمك همنوعان خود براي تأمين مايحتاج روزمره زندگي خود مي باشد .انسان براي ارضاي نيازمحبّت كردن و مورد محبّت قرار گرفتن ، احتياج به دوستي با افردي دارد كه با خصوصيات وي سازگار باشند وبتوانند در ارضاي نيازهاي به وي مدد رسانند .تا زماني كه اين قبيل نيازها تأمين نشود ويا به عللي ارضاي آنها به تأخير افتد فراهم آمدن زمينه رشد و پويايي ورسيدن به سطوح بالا و كمال براي فرد مقدور و ميسر نخواهد بود .

البته تمامي علل واتفاق هاي محيط پيرامون انسان بر حسب نياز وضرورت تأمين و ارضاي آن صورت مي گيرد .امروزه اغلب متخصصان علوم رفتاري دريافته اند كه يكي از نيازهاي اساسي انسان ، نياز به محبّت عاطفه ، توجه و مهرباني است .بر همين مبنا ، انسان بطور غريزي جهت ارضاي اين نياز طبيعي ، تمايل به ارتباط با ديگران دارد،دوستي وبرقراري ارتباط با همنوعان ، حد اعلي آن مي باشد .البته تأكيد مي شود كه دوستي با ارتباط دوستانه با ديگران داشتن ، تفاوت دارد انسان در دوستي علاوه بر تأمين نيازهاي خود ، مي تواند شخصي را در رسيدگي به مسائل ومشكلات خود يار و مددرسان ببيند در صورتي كه در برقراري ارتباط دوستانه با ديگران گرچه آدمي به دنبال ارضاي برخي از نيازهاي خود است ; ولي هدف اصلي تلاش براي رسيدن به انضباط با هم زيستن است كه محور اصلي همزيستي مسالمت ا«آميز است .در واقع چنانچه در ايجاد وبرقراري ارتباط دوستانه اهتمام نماييم ، با اتخاذ رويه مناسبات انساني و روابط دوستانه با ديگران ، براي سالم سازي فضاي معنوي و روحي محيط پيرامون خود ، تلاش كرده ايم .